گپی با معبود
الهی رضاّ برضاک

خط بزن "و" را ٬
موعود ِ من ؛ 
موعد ِ آمدنت شده…

[ ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

وقتی دل میگیرد..
دلش میخواهد جای این گنجشک باشد..
و بپرد..
تا همان جا که آرام َش است..

[ ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

یه مدتی دو تا کلمه شده بود تیکه کلامم انگار!!
هر حرفی که خارج میشد از دهنم، وسطش آخرش، همیشه این دوتا کلمه بودن!
گاهی هم تنهایی میومدن!
بعد یه مدت دیگه با خودم فک کردم خب حق الناسه! شاید شنونده و خواننده ی حرفای من راضی نباشه، دلش نخواد، اصلا حوصله نداشته باشه، یا هر چیزه دیگه ای...
دیگه اصلا اینو نگفتم
بعد یه مدت همه، همون قدر که من میگفتم، حالا اونا به من میگفتن!
کلافه شده بودم بسکه بهم میگفتن!
بهشون میگفتم (به شوخی اما جدی) من وقت ندارم، اصلا به من چه، اصلا تو واسه چی، به چه اطمینانی، به من اینو میگی!
بعضیاشون (تقریبا همه شون) با اعتماد بنفس کامل برام توضیح میدادن چون..

الان به یکی که میخوام بگم اذیت میشم
یکی که بهم میگه اذیت میشم
اول میگم حق الناسه و..
دوم  (خب هرکی خودشو میشناسه)

الانا گاهی زورکی به خودم فشار میارم و به -بعضیا- میگم
و بعدش کلی عذاب وجدان میگیرم
ولی بعضی وقتا میگم.

اینایی که نوشتم، کلیشم فاکتور گرفتم. فکری بود که آنی اومد تو فکرم!
الان دارم فک میکنم اگه بخوام همه ی فکرامو بنویسم!! چقدر باید...
بگذریم

من هنوزم...
گفتم (من) یاد حرف آیت الله مجتهدی افتادم، این منم طاووس علیین شده...
بگذریم

من هنوزم وقتی میخوام بعضی حرفایی رو که خیلی ساده، آدما، ساده میگن رو نمیتونم ساده بگم!
همین دوتا کلمه "التماس دعا"

[ ٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

http://www.up.vatandownload.com/upimages/2010/Oct/09/reza1yxy.jpg

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ


هر جا دلی شکسته است به اینجا بیاورید
اینجا بهشت شهر خدا، شهر مشهد است

[ ٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]
خدایا از جانب تو همین نعمت مرا بس که تو خدای منی....
[ ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

زندگی بی حضورتون ننگ برامون

[ ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

[ ٢٧ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

باید از خدا «پروا» کنیم تا «پر» وا کنیم.

شهید چمران میگفت..

[ ٢٦ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]
غمت نباشه ...
این نا امیدی ها میگذرن ..
کمی صبر لازمه و زمان ، و البته خدا ...

[ ٢٦ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

 

+ گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد
تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران هم زیباتر است

[ ٢۳ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

وسعت نگرانی های ما بیانگر فاصله ها با خداست!

[ ٢۳ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]
پروردگارا به من آرامش شیرین بده

 

[ ٢٢ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]

می‌گوید:
هر چیز را از خدا بخواهید؛
حتّى بند کفش را،
حتّى کوچک‌ترین اشیاء را و حتّى قوت روزانه‌ى خود را.
بگذارید این منِ دروغینِ عظمت یافته در سینه‌ى ما، که مى‌گوییم «من» و خیال مى‌کنیم مجمع نیروها ما هستیم، بشکند.
این «من» انسان‌ها را بیچاره مى‌کند…  

سید علی حسینی خامنه‌ای
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸ بهمن ۷۳

 

[ ٢۱ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]
[ ٢۱ دی ۱۳٩٠ ] [ در گذر همین ثانیه ها ] [ سهیلا ] [ ردپای شما () ]
نا کجا آباد دلم

در بندِ... پرواز و... در قیدِ... زنجیرم مجروحم... بی تابم... دلتنگم... دلگیرم حتی بر... تقدیرم... می گرید... تقدیرم حتی از.... زنجیرم... می نالد.... زنجیرم آه از این.. مشتاقی.. آه از این.. مهجوری آه از دل..... آه از این.... آهِ بی ـ..... تأثیرم با اخمت.. با زخمت.. با مهرت.. با قهرت غمگینم... خوشحالم... دلگرمم... دلگیرم با اخمت.. غمگینم.. با زخمت... خوشحالم با مهرت.... دلگرمم.... با قهرت.... دلگیرم تو پشت... ابریّ و... من زیر... خاکستر وقتی تو.. می باری.. من آتش.. می گیرم من سائل.. من محروم... یا حیُّ.. یا قیّوم یک لحظه. چشم از من. برداری. می میرم
لینک دوستان
امکانات وب